معرفی کتاب حباب شیشه

اثر سیلویا پلات از انتشارات باغ نو - مترجم: گلی امامی-برترین رمان های گاردین

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ دوشنبه 1 آبان 1396
بل جار تنها رمان نوشته شده توسط نویسنده و شاعر آمریکایی سیلویا پلت است. اوایل سال 1963 تحت نام مستعار ویکتوریا لوکاس منتشر شد، این رمان نیمه ایبوتیک است، با نام مکان ها و افراد تغییر کرده است. استر گرینوود درخشان، زیبا، بسیار با استعداد و موفقیت آمیز است، اما برای آخرین بار به آرامی در زیر به سر می برد. سیلویا پلات، در استاد کارآموز و تحسین برانگیزش، به طرز شگفتآمی، خواننده را با فروبستگی استرها به شدت ترسیم می کند، که دیوانگی او به طور قابل ملاحظه ای واقعی و حتی منطقی می شود. نفوذ عمیق به گوشه های تاریک و خشن ترین روح انسان، بل جار یک پیشرفت خارق العاده و یک کلاسیک آمریکایی غریب است.


خرید اینترنتی کتاب حباب شیشه
معرفی کتاب حباب شیشه
جستجوی کتاب حباب شیشه در گودریدز

معرفی کتاب حباب شیشه از نگاه کاربران

اگر خانم گینی،یک بلیت دو سره ی اروپا هم به من می داد یا یک بلیت سفر به دور دنیا، باز هم کمترین تفاوتی نمی کرد زیرا هرکجا که نشسته بودم - روی عرشه یک کشتی یا یک کافه خیابانی در پاریس یا بانکوک - همچنان زیر همان حباب شیشه نشسته
بودم و توی همان هوای ترشیده ی خودم می جوشیدم


....

استر گرین وود شاید بخشی از تک تک ماست. همون بخش افسرده و رنجور از پوچی زندگی حتی اگه تو زرورقی از ظواهر پوشیده شده باشه

مشاهده لینک اصلی
بسیاری از کسانی که Bell Jar را خوانده اند و کاملا دوستش دارند. من خوشحالم از یکی از آنها در نظر دارم. من کمی از گارد گرفتم وقتی چند نظرسنجی از \"بل جار\" را بخوانم که آن را به \"The Catcher in the Rye\" مقایسه می کند و بیان می کند که چگونه نسخه زنانه آن است. من دوست Catcher را دوست داشتم اما می دانم که بسیاری از افرادی هستند که نمی دانستند و می شنیدند که ممکن است شبیه به Catcher باشد، تمایل به خواندن آن را ندارند. من به شما اطمینان می دهم که Bell Jar کتابی است که به تنهایی و به هیچ کتاب دیگر نمی رسد ... حتی به عنوان یک تعریف. وقتی اولین بار خواندن کتاب را شروع کردم، کمی احساس خستگی می کردم رمان شدید توصیفاتش واضح و دقیق بود، اغلب با استفاده از کلمات که به ندرت صحبت می کنند و یا حتی خواندن آنها را می شنود. من به رمان رسیدم که پلات شاعر بود و احساس کرد که در ابتدا این کتاب تنها شکل دیگری از شعر او بود و توانایی های نوشتاری او را نشان داد. اما این تنها در دو صفحه اول باقی ماند، زیرا بعد از آن من جذب شدم. نوشتاری که در ابتدا کمی در مورد این موضوع بودم به من کمک کرد تا محیط را تصور کنم و کاراکترها را ببینم. و اگرچه پلات هرگز شخصیت های بسیاری را به عنوان شخصیت خود توصیف نمی کرد، احساس کردم همه آنها را می شناختم. به اندازه کافی، اگر شما در آخرین بررسی خود به یاد داشته باشید، چه چیزی باعث مزاحم من شد؟ زمین خوب، من را در The Bell Jar نگران نکرد . از آنجا که استر، شخصیتی که دنبال می کنیم، به آرامی نزول به جنون می شود، زمان دیگر مهم نیست. چند بار چند بار در مورد جدول زمانی اشتباه کردم، اما من را ناراحت نکرد. این کتاب واقعا به خاطر تجارب شخصی من با افسردگی و خودکشی صحبت کرده است. من به عنوان یک زن صحبت کردم و دیدگاه های من در رابطه جنسی و سردرگمی من مطمئن ترین دختران دیگر وجود دارد. شگفت انگیز است که این کتاب بیش از 30 سال پیش نوشته شده و منتشر شد، زمانی که یک زن جدید به دنیا آمد. من احساس می کنم که این کتاب به زنان کمک می کند تا متوجه شوند که آنها تنها نیستند و چیزهایی را به تصویر کشیدند که اکثریت مردم را کنار گذاشته اند. زنان و مردان. اما چه چیز دیگری شگفت انگیز است این است که این موضوعات تا چه اندازه مربوط به امروز هستند. به خصوص با خودکشی، و به طور خاص در مورد فضیلت و پاکی زنان نسبت به مردان. بنابراین من حدس می زنم که به همین دلیل است که بل جار است که اغلب در مقایسه با تیرانداز در چاودار، با بحث و نوشته های خود را از عناوین اغلب بحث برانگیز است. تنظیم نسل جدیدی از نویسندگان، سبک ها و افراد. کتاب دیگری نیز به ذهن من آمد که من خواندن بود، و این بود که پرک بودن یک Wallflower. لحظاتی وجود دارد که می توانم چند مقایسه مستقیم بین این دو را انجام دهم. با استر به آرامی جدا از اجتماع شدن و فروپاشی عمیق تر به افکار و افکار خود. تجزیه و تحلیل چیزهایی که در اطراف او و محیط اطرافش قرار دارد. بسیار متواضع از Perks.If شما احساس می کنید که شما از افسردگی، جنون، سردرگمی در مورد موضوعات مربوط به جامعه و جنسیت رنج می برند، یا فقط به دنبال خواندن خوب، بل جار قطعا کتاب برای شما است. من همچنین توصیه می کنم، اگر شما به طور جدی از افسردگی رنج می برید، برای دریافت کمک به خودتان. در آن هیچ شرم آور نیست و کمک گرفتن بهتر از پایان دادن به زندگی شما است. حتی اگر شما به دارو بروید، احساس شرمساری نکنید، به خصوص اگر بخواهید به شما بیشتر کمک کند.

مشاهده لینک اصلی
من احساس می کنم مثل سیلویا پلات عذر خواهی میکنم این یک کتاب است که من سالها از آن اجتناب کردم، زیرا بسیاری از افراد (یعنی همکلاسی های زن که می خواستند به عنوان دردناکی متفاوت یا در نهایت اشتباه درک شده یا در آستانه کاملا از دست دادن فرزند نوجوان خود) فضیلت این کتاب را فهمیده و آن را چطور ، بنابراین به طور کامل به آنها در مکان های که آنها حتی نمی دانستند که آنها گوش داشته است صحبت کرد. خود من خودم بیش از حد قضاوت در دبیرستان می تواند حتی امکان از دست دادن شایستگی واقعی را از بین پوشش هایی از چیزهایی که چنین نینجی های مضطرب، فریب خورده به عنوان یک قایق زندگی می کردند، پنهان می کند. همچنین باید به خاطر اشاره به هر جفت کوره های پخت و پز من تا به حال به عنوان یک جفت Sylvias متعلق به اما من فکر می کنم ریاست بانوی مورد سوال بیش از حد در مشکلات واقعی به مراقبت همه چیز را در مورد سرگرمی های مرطوب کاهش می یابد. @ بل جار، @ بسته بندی شده بود با آن بود با حقیقت قریب به اتفاق، موضوعات دشوار و طنز wryly تیره بود، در کل چیزی بود که من انتظار داشتم. تعصبات قدیمی سخت می کشند: من نمیتوانم کمک کنم، اما خودم را برای ادای احترام به اختلافات ذهنی، مشکلات دختران سفید و شکایات کوچک که به عنوان لحظات نابود کننده زندگی مبدل شده اند، متمرکز می کنم. چیزی که من دریافتم، کمبود مطلق و بی نظیری از نقشه های جالبی بود که یکی از بانوی جوان با استعداد مبارزه با شیاطین های درونی اش بود. Sylvias تغییر ego استر گرینوود (اجازه می دهد تا همه را یک ثانیه به درک صحیح هوشمندانه تجارت @ Sylvia @ برای نام خانوادگی خیالی @ گرینوود @) بسیار ساده در برخورد با ناامیدی او است که من نمی توانستم کمک کند اما بیشتر همدردی بیشتر از من فکر کردم من می تواند جمع آوری به رنج و اندوه کمرنگش. اگر هیچ چیز دیگری نیست، این کتاب به من آموخت که من خودم از بلوز، به سادگی من هستم که انسان هستم و می تواند بسیار ناتوان کننده باشد: برای این واضح بودن خودآگاهی به تنهایی، من سپاسگزار هستم. این را مطالعه می کنم همانطور که نزدیک شدم بهInfinite Jest خط پایان @ چشم انداز ضروری را ارائه کرد که به من کمک کرد تا یک ایده بهتر از آن چیزی که درون چنین سر و صدایی درهم شکسته شده بود را درک کنم. سهولت نسبی که منجر به افسردگی می شود، می تواند خود را به صورت مخفیانه یا به دنبال پناه ببرد، جایی که حداقل کسی تلاش می کند تا میزان این زخم های روانی خفیف را درک کند، برخلاف آنچه سیلویا / استر به نظر می رسید واقعا از کسانی که نمیتوانستند جدا شوند، چقدر افتضاح بود که در داخل خودش زندگی کند. در حالی که او در زندگی شخصی خود مواجه شد، گره خورده بود (خانم گرینوودز نتوانست مشکل دخترانش را به عنوان مشکل دختران خود بجنگد و متوجه شد که اشتباه او اشتباه بوده است، احساسات مدرن خود را به روش اشتباه درآورده است) و از سوی متخصصان پزشکی که با آنها کار کرده بود کمک به افزایش او در بالاتر از ناامیدی غرق شدن او نمی تواند از فرار، من این نیمه اخترفیزیک fictionalised به پایان رسید 50 سال پس از انتشار آن با درک قوی تر از آنچه سیلویا پلت از من راحت تر تحمل.

مشاهده لینک اصلی
یک بار یک دختر از ایالت خلیج فارس بود که سعی کرد آن را بیدار کند. او آنقدر بیمار شد که بارها از قرص ها گرفته بود. جیمز جویس، این چرت و پرت را برای خرابکاری دارد.

مشاهده لینک اصلی
این صحنه در فصل 10 «The Bell Jar» وجود دارد که استر گرینوود تصمیم به نوشتن یک رمان می کند. @ من قهرمان خودم هستم، فقط در لباس پوشیدن. او را ایلین می نامند. الین من نامه ها را روی انگشتانم شمردم شش حرف در استر نیز وجود دارد. به نظر می رسید یک چیز خوش شانس است. @\nمن نمی توانم کمک کنم تعجب می کنم، این چیزی است که سیلویا پلات فکر می کرد وقتی که بلر جار نوشت؟ آیا او، مانند استر، در یک لباس شب پیر، در حال انتظار برای چیزی اتفاق می افتد؟ چرا این نام Esther را انتخاب کرد؟ 6 نامه - درست مثل سیلویا. برای شانس؟ غیر ممکن است به خواندن بل جار و تحت تاثیر قرار نیست، دانستن آنچه رخ داده است به Plath. منظورم این است که همه جا هست او در همه جا است. همه چیزهای استراس خود Plaths هستند. عجیب و غریب آن حتی آسایش حتی زمانی که استر از شیشه جاروبرشده است؛ برعکس، یادآوری وحشیانه ای که این کتاب در نهایت، بخشی از داستان است. توانایی های شاعرانه ای از طریق نوشتنش - به ویژه توصیف ها - نشان می دهد. آنها خیلی ساده هستند اما تا این حد مناسب هستند. یکی از خصوصیاتی است که من دوست داشتم، جایی که Esther زندگی خود را به یک درخت انجیر مقایسه می کند (به روز رسانی وضعیت اولیه مراجعه کنید). یکی دیگر از اینها: من سالها زندگی خود را در امتداد یک جاده در قالب قطب های تلفن دیده ام که با سیم پیچ خورده اند. من یک، دو، سه ... نوزده قطب تلفن را شمردم، و سپس سیمها به فضا فرو رفتند و امتحان کردم، نمیتوانستم یک قطب تنها از نوزدهم ببینم. @ نوشتن به طور قابل توجهی بیقرار است و من به این معنی که به عنوان یک چیز بد نظرات استریز (یا Plaths؟) به طور کامل بر روی اندیشه ها و ادراکات، احساسات هرگز متمرکز می شوند. افسردگی اغلب به عنوان یک فرم غم انگیز اشتباه است. این زن، با این حال، غمگین نیست او خالی است او یک پوسته است. او تصور می کند که خود را با نوعی از سهولت آن را نابود می کند. بل جار مرا گریه نکرد اما من آرزو می کردم. آنچه من در حال حاضر باقی مانده، احساس عمیقی از ناراحتی است که من فکر نمی کنم اشک می تواند ثابت کند. چرا این است که با استعداد ترین همیشه سقوط طعمه زنگ؟ چنین زباله ای دارد.

مشاهده لینک اصلی
همه چیز که او گفت، مانند یک صدای مخفی است که مستقیما از استخوانهای من سخن می گوید. نور در پایان یک تونل؟ شاید! فریبنده امید؟ شاید. ابر با یک پوشش نقره ای؟ احتمالا در نهایت این شک و تردید است که یک همدم ثابت باقی میماند در حالیکه یکی از مشغول جمع کردن خردههای زندگی است که ظاهرا به چیزی غیرمنتظره، چیزی شکننده، چیزی تار، چیزی ریخته شده، چیزی شبیه به نشستن در زیر بل جار تبدیل می شود. هیچ وعده ای برای حفظ وجود ندارد و انتظار نمی رود که به جز میل کوچک در جایی زنده بماند، آرزوی بال های آزادی برای جمع آوری قدرت خود را برای بالا رفتن در آسمان و اجازه دادن به شکوه و قلب قدیمی قلب برای جهش و اعلام در یک صدای پررونق - من هستم، من هستم، من هستم. کتاب دیگری، نویسنده دیگری و برنده دیگر. من به سادگی بلدرار را دوست داشتم من آن را در معرض بارگیری تعصبات توخالی قرار دادم و انتظار داشتم داستانی که هیچ راهی قابل توجهی نداشته باشد، اما سیلویا پلت! او در قالب این کتاب هدیه ارزشمندی به من داد. احتمالا در احساسات من به شدت درگیر احساساتم هستم، اما نه هر روز چیزی پیدا می کند که مطلقا نجوائی سرکوب کننده گذشته و فعلی فوری را تشخیص دهد. مورد دیگری از اتصال عمیق؟ نه دقیقا. فقط مقدار مناسب احساسات مشترک و دلتنگی دراز مدت که من تنها نیستم. احساس ناراحتی نکردم مشکل این بود که من به طور کامل ناکافی بودم، من فقط به آن فکر نکردم ... من مانند یک رقابت اسباب بازی در یک دنیای بدون مسابقه اسکی یا یک فوتبالیست کالج قهرمانانه ناگهان با وال استریت روبرو شدم و یک کت و شلوار کسب و کار، روزهای افتخار آن را کاهش داد به یک فنجان طلای کوچکی در قوطی خود را با یک تاریخ بر روی آن حک شده است مانند تاریخ بر روی سنگ قبر. بدون توهمات خودخواهانه یا افسرده، فقط اعتراف ساده ای است که پس از ورود رسمی به دنیای واقعی از تحقق بیرون آمده است. بل جار در مورد استر گرینوود است، اما من می خواهم این نام را بعنوان نوعی آنجارم که همه ی ما را درون آن قرار می دهد، شاید نه در تمامیت آن، بلکه در بیت ها و قطعات. به احتمال زیاد، هیچ چیز در اینجا وجود ندارد و مطمئنا من نمیتوانم برای هرکسی صحبت کنم، اما می دانم که چیزی در سبک نوشتن سیلویا وجود دارد که قدرت خوانندگان را در داستانش حفظ می کند و مهم نیست که چطور خیلی سعی می کند از حرف هایش آزاد شود (زیرا آنها صدمه می بینند) تقریبا غیر ممکن است این کار را انجام دهید. استرس من را با توصیف صادقانه خود از جهان و مردم اطراف او خندید. او در جوک هایش و در اسرار او، همدستش را به من رساند و من را با او و چهره اش مقابله کرد، اما در عین حال، بسیار سپاسگزار بودم که او توانست دردش را بدون در نظر داشتن بدبختی و یا هر نوع آرزویش تقاضا کند. او است او است او است برای اینکه او را تشویق کردم، چندین بار آن را نوشتم، اما آن را به عنوان یک کتاب که 50 سال پیش نوشته شده بود، هنوز هم در چنین سطح غیر قابل توضیح با من جالب بود. آیا باید به موارد مکرر تاریخچه ای که خود را تکرار می کنند یا در مورد این دانش که در آن یک دختر که استعداد سخن گفتن از طرف بسیاری از ما را داشت، شادی می کرد؟ هنوز هم در مورد این سوالات فکر می کنم، اما من حدس می زنم که آنها اهمیت خود را در زمان آینده از دست بدهند و تنها جوهر جادویی کلمات سیلویا با من باقی خواهد ماند. قطعه قطعه ای، من کمد لباسم را به باد می دادم و به طرز وحشیانه ای مثل خاکستر دوست داشتم، قطرات خاکستری منتقل شدم تا اینجا در اینجا، دقیقا جایی که هیچ وقت نمی دانستم، در قلب تاریک نیویورک، منتقل شدم.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب حباب شیشه


#ادبیات آمریکا - #ادبیات داستانی - #داستان روانشناسانه - #داستان درام - #ادبیات کلاسیک - #دهه 1960 میلادی - #برترین رمان های انگلیسی گاردین - #انتشارات باغ نو - #سیلویا پلات - #گلی امامی
#انتشارات باغ نو - #سیلویا پلات - #گلی امامی
کتاب های مرتبط با - کتاب حباب شیشه


 کتاب 1984
 کتاب داغ ننگ
 کتاب سالار مگس ها
 کتاب فرانکنشتاین یا پرومته ی نوین
 کتاب گتسبی بزرگ
 کتاب در کمال خونسردی